|
گفتگوباكاروصديقيانیدانشجویكرداخراجي
دانشگاهعلم وصنعت
كارو
صديقيانی از فعالين سابق
دانشجوييی دانشگاه رازی كرمانشاه و از اعضای موسس
اتحاديه دمكراتيك دانشجويان كرد دانشگاه های
ايران
كه مشغول به تحصيل در مقطع كارشناسی ارشد مهندسی
مكانيك دانشگاه علم وصنعت ايران در
ترم
چهارم بود، با دريافت حكم اخراج از طرف وزارت علوم
از ادامه تحصيل محروم
و از
دانشگاه اخراج شد. شايان ذكر است كه كارو صديقياني
از فعالين سابق دانشجويی دانشگاه
كرمانشاه مي باشد كه سردبيری دو نشريه دانشجويی و
عضويت در شورای صنفی دانشگاه از
جمله
سوابق وی می باشد.
وی يکی
از دانشجويان شاخص علمی در دانشگاه علم و صنعت
ايران می باشد که در دوره تحصيل موفقيتهای علمی
فراوانی کسب کرده است که از جمله آنها می توان به
ارائه چندين مقاله علمی در دو سال اخير اشاره کرد.
در شرايطی كه فقط
سه ماه
به فارغ التحصيل شدن ايشان در مقطع كارشناسی ارشد
باقی مانده است وی در تاريخ پنجم اسفند حکم اخراج
خود را از وزارت علوم دريافت نمود. در اين رابطه
با ايشان گفتگويی داشته ايم.
چگونگي اخراج خود را بيان نماييد؟
موضوع اخراج من از يک سال
قبل شروع شد. در طول اين يک سال از طرف وزارت
علوم تحت فشار و بازخواست هاي متعدد و بي اساس
قرار گرفتم. در اين بازخواست ها سعي مي شد با
اتهامات واهي مرا وادار به اقرار و اعتراف به
اتهاماتي نمايند که هيچگاه مدرکي دال بر اثبات
آنها ارائه نشد. در زمان بازجويي ها مرتب تأکيد مي
شد که حکم اخراجم صادر شده است و تنها در صورت
اعتراف است که آنها به من کمک خواهند کرد و از حکم
من صرفه نظر خواهد شد. اما من حاضر نشدم که به
هيچکدام از اتهامات دروغين وارده اعتراف نمايم. پس
از اين دوره بازخواست ها در تاريخ چهارم آبان حکم
اخراج من صادر شد. بنده اعتراضي بر حکم نوشته ولي
با توجه آگاهي از اين قضيه که هيئت بررسي پرونده
تغيير چنداني نخواهد کرد تقريبا از تاييد حکم
اخراج خود مطمئن بودم. در تاريخ پنج اسفند حکم
تجديد نظر مبنی بر اخراج قطعي از دانشگاه و
محروميت يکساله از شرکت در آزمون های ورودی
دانشگاه را از طرف وزارت علوم دريافت نمودم. بايد
اضافه کنم که روند بررسي پرونده کاملا غيرقانوني و
بدون ارائه هر گونه مدرک و مستندات بود.
موارد
غير قانوني در بررسي پرونده شما چه بود؟
بر اساس اصل 37 قانون اساسي «اصل
بر برائت است و هيچکس از نظر قانون مجرم شناخته
نمي شود مگر که جرم او در دادگاه صالح ثابت گردد».
در حاليکه از لحظه شروع بررسي پرونده بطور مکرر به
بنده تاکيد مي شد که حکم اينجانب صادر شده و من
فقط بايد به کارهاي نکرده اعتراف نمايم. همچنين از
بنده خواسته شد که دلايلي را براي بي گناهي خود
اعلام نمايم در حاليکه اساسا بايد ابتدا اينجانب
تفهيم اتهام شده و آنها مدارک خو را دال بر
گناهکار بودن من ارايه نمايند. اما در هيچ يک از
مراحل بررسي پرونده و حتي بعد از آن نيز
سند يا مدرکي براي اتهام هاي
وارده ارائه نگرديد. در
طول اين جلسات اينجانب با يک اتهام مشخص مواجه
نشدم و بنا بر مقتضيات جلسه بطور مکرر نوع اتهام
وارده تغيير مي نمود. من فکر مي کنم که
اخراجم
يك سناريوي طراحي شده توسط وزارت علوم بود و اين
كار را بيشتر شبيه يک پاكسازي مي دانم و فکر مي
کنم ادامه اين روند مي تواند در راستاي انقلاب
فرهنگي دوم باشد.
برخي
مي گويند انقلاب فرهنگي دوم در راه است تحليل شما
پيرامون اين مسئله چيست؟
انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاه
در ابتداي انقلاب و در راستاي آرمان اسلامي کردن
دانشگاه ها آغاز شد و بسياري از اساتيد و
دانشجويان دگرانديش اخراج شدند که اين دوران حدودا
سه سال طول کشيد. در دوران حاکميت اصلاح طلبان ما
شاهد فضاي نسبتا بازتري در دانشگاه ها بوديم. اما
با بر سر کار آمدن دولت نهم راه براي انقلاب
فرهنگي دوم گشوده شد و ما شاهد رفتارها و شعارهايي
در راستاي انقلاب فرهنگي دوم بوديم که اين شعارها
توسط دولت نهم نيز سر داده مي شد و من فکر مي کنم
تلاشي در دولت جديد براي ايجاد يک حاکميت يکدست
وجود دارد که روز به روز شاهد تحکيم آن در دولت و
طرفداران دولت هستيم. در راستاي اين تلاش ابتدا با
ستاره دار کردن فعالان دانشجويي قبول شده در آزمون
ورودي سال 85 سعي شد که فضاي دانشگاه تحت کنترل در
آورده شود و کوچکترين صداها نيز خفه شود. از نظر
بنده اين اقدام غير قانوني اثر بسيار بدي روي جنبش
دانشجويي داشت و هزينه بالايي به دانشجويان تحميل
کرد گرچه هزينه اين عمل براي حاکميت نيز کم نبود.
بنابراين در کنکور 86 رويه اي جديد در پيش گرفته
شد که به مراتب بدتر از ستاره دار کردن دانشجويان
بود. اين بار فعالان دانشجويي حتي از گرفتن
کارنامه خود محروم شدند. اما در اين مدت اين تلاش
ها براي يکدست نمودن فضاي دانشگاه فقط محدود به
فيلتر کردن دانشجويان هنگام ورود به دانشگاه نشده
زيرا بعد از روي کار آمدن دولت نهم ما شاهد احکام
روز افزون زندان، اخراج و تعليق براي دانشجويان و
حتي اساتيد دگرانديش هستيم. در سالي که گذشت
اتفاقات تلخي براي جنبش دانشجويي رخ داد که نشان
مي دهد يک اراده قوي در راستاي حذف فعالان
دانشجويي و يکدست نمودن دانشگاه در کار است. جديدا
روشي در پي گرفته شده که کمترين هزينه را براي
حاکميت داشته و بيشترين هزينه را به جنبش دانشجويي
تحميل مي کند و اين کار با زدن اتهامات بي اساس و
واهي به دانشجويان آغاز شده است که از جمله آن مي
توان نسبت دادن يک سري نشريه جعلي به چند نفر از
دانشجويان در دانشگاه امير کبير اشاره کرد. من فکر
مي کنم که روند اخير بسيار خطرناک و در راستاي
ايجاد شکاف ميان دانشجويان و ساير قشر هاي جامعه
مي باشد. هرچند که جنبش دانشجويي هيچگاه در برابر
فشار حاکميت ها عقب نشيني نکرده ولي بايد در برابر
رفتارهاي حاکميت هشيار بود زيرا که با روند اخير
امکان تقابل ميان دانشجويان با بنيادگرايان بسيار
زياد است و بايد راهي جست تا هزينه هاي وارده بر
دانشجويان به حداقل رسد. به نظر من ترس از تعطيلي
دانشگاه و انقلاب فرهنگي دوم ترس بي جايي نيست و
بي تفاوتي نسبت به خطر انقلاب فرهنگي دوم مي تواند
هزينه هاي جبران ناپذيري را براي دانشجويان به
همراه داشته باشد.
در
مورد شرايط تحصيلي خود در دانشگاه علم و صنعت
توضيح دهيد؟
من در کنکور 84 رتبه 80 را در
رشته مهندسي مکانيک کسب نموده و در پاييز 85 دوره
ارشد را شروع نمودم. از آنجاييکه هدف ادامه تحصيل
و ورود به دوره دکتري را داشتم در مدت يکسال و نيم
تحصيل در دوره ارشد بيشترين تلاشم در راستاي
فعاليت هاي علمي بود و فکر مي کنم در اين راستا
نيز تا حد زيادي موفق بودم. در اين مدت من 5 مقاله
علمي ارائه نموده و در حال آماده سازي چندين مقاله
ديگر براي ارسال هستم. در آزمون زبان دکتري نيز
قبول شده ام و تصميم دارم که در مرحله بعدي آزمون
نيز فقط براي اثبات توانايي هاي خودم شرکت نمايم.
البته بايد اشاره کنم که حدودا سه ماه به فارغ
التحصيلي ام در دوره کارشناسی ارشد باقي مانده بود
که با حکم ناعادلانه اخراج از طرف وزارت علوم
مواجه شدم.
سخن آخر؟
در پايان از وزارت علوم
درخواست دارم به صورت کتبي دلايل و مدارک مبني بر
مجرم بودن بنده را به اينجانب ارائه دهند. از آنجا
که بر پايه و اصول متعدد قانون اساسي جمهوري
اسلامي ايران حق ادامه تحصيل خود را جز حقوق مسلم
و اساسي خودم مي دانم و محروم شدن از اين حق را جز
بر پايه مدارک و مستندات مستدل و قانوني،
غيرقانوني و بلا وجه و سليقه اي مي دانم. لذا
درخواست دارم بدون هرگونه ارفاق و ملاحظه اي نسبت
به بنده، مدارک و مستندات تخلفم را در اختيار عموم
قرار دهند تا از اين طريق به شفاف سازي فضاي سياسي
کمک شود و راه هرگونه سوء استفاده و شائبه نسبت
بدين موضوع بسته شود. مطمئن باشيد گردن امثال بنده
در برابر رفتار هاي قانوني مثل مو باريک است.
کۆد......و00140
E mail to : arselan81@yahoo.com |