این مطلب از سایت دانشجویان جغرافی دانشگاه مریوان کپی شده
زرێباربزرگترين درياچهی آب شيرين جهان در خطر نابودی
سوران حسينی :
درياچهي زريبار در سه كيلومتري شمال باختري مريوان و در ارتفاع 1285 متري از سطح دريا قرار داد و از زيباترين ميراثهاي طبيعي استان كردستان به شمار ميآيد. آب اين درياچه از چشمههاي جوشان و رودخانههاي چندي كه به آن ميريزد، تامين ميشود. حجم آب درياچه از 5/22 ميليون متر مكعب تا 5/47 ميليون مترمكعب در طول سال متغير است. طول درياچه شش كيلومترو عرض آن 1700 تا 3000 متر است. مساحت آن حدود 720 هكتار است.
وجه تسميهي زريوار و زريبار كه هر دو در منطقه متداول است، به واژهي »زري» كه در زبان كردي به معني درياچه است، باز ميگردد. پسوند »دار» و »بار» پسوند تشبيهي و زريبار يا زريوار به معني درياچهوار است.
دربارهي اين درياچه افسانههاي متعددي وجود دارد كه مشهورترين آنها وجود شهري مدفون در زير آبهاي درياچه است.
بهخاطر طبيعت زيبا و بكر اين درياچه و همچنين وجود پتانسيل هاي متعدد اقتصادي، فرهنگي و غيره بر خود لازم ديدم به اختصار در خصوص مشكلات و آنچه امروزيكي از نادرترين پديدههاي مخلوق در جهان كه همانا درياچهي زريوار در استان كردستان است به همراه چگونگي قدرداني مااز اين موهبت بينظير كه بيشتر به اكوسايد شباهت دارد تا قدرداني و سپاسگزاري ، گزارشي كوتاه تهيه نمايم .
در اين راستا به عنوان خبر نگار كرفتو با مراجعه به ادارهي حفاظت و محيط زيست مريوان جهت پيگيري و نحوهي مسووليتپذيري و ميزان تعهد اين اداره به آنچه كه در حيطهي وظايف و اختيارات آ ن است روز شنبه 6/17 /86 ساعت 10 صبح به رييس اين اداره آقاي سيروس اردلان نژاد مراجعه و خواستار پاسخگويي ايشان در برابر مشكلات ومعضلاتي شدم كه در اين گزارش به آنها اشاره رفته اما متاسفانه ايشان حاضر به مصاحبه نشده و در جواب همهي پرسشهاي ما با استناد به اين كه : » بنده اجازهي مصاحبه ندارم مگر با موافقت مدير كل استان .» ما را به سوي در خروجي راهنمايي كرده و با سكوت در برابر آنچه كه امروز درياچه زريبار را به مرگ نزديك و نزديك تر ميكند ما را بدرقه كردند. براي چندمينبار ايشان را دعوت به پاسخگويي در برابر مسووليت كرديم اما ايشان با مسووليتگريزي از آنچه كه وي به عنوان رييس يك ارگان دولتي بايد پاسخگوي عملكرد هاي خود باشدادامه از صفحهي اول: تنها پاسخي كه به ما دادند اين بود كه: » من ديگر حرفي ندارم، بفرماييد» » و به پشت ميز خودبازگشتند .
من نيز به عنوان يك خبر نگار كه مهمترين وظيفه اشتنوير افكار عمومي است با مراجعه به آقايان محمود مباركشاهي و انور روشن از فعالان محيط زيست از و ضعيت نا مطلوب و كوتاهيهايي كه از سوي مسوولان و پاره اي از مشكلات ديگر كه در حق درياچه رواداشته ميشود با طرح چندپرسش ، اقدام به تهيهي اين گزارش نمودم كه اكنون از نظرتان ميگذرد .
* ابتدا آقاي انور روشن وضعيت دريا چه زريبار را با توجه به موقعيت جغرافيايي اين گونه ازيابي ميكند كه درياچهي زريبار با آب شيرين و جنگلهاي سرسبز اطراف آن از موقعيت ويژه و كم نظيري برخوردار است .مناظر متنوع ، جنگل ، دشت و درياچه در چهار فصل سال ،هر تماشاگري را مجذوب و مسحور ميكند.اين ويژگي به همراه ساير پتانسيلهاي بالقوهي درياچه همچون ماهيگيري ، قايقراني و شنا در جذب گردشگران بسيار موثر است و توجيه اقتصادي خوبي براي سرمايهگذاري توسط بخش خصوصي و دولتي دارد.اين شرايط و وجود مبادلات تجاري موجب ميگردد مريوان به قطب گردشگري و اقتصادي استان و حتي غرب كشور تبديل گردد.لذا مسوولين دولتي موظف هستند با مشورت با متخصصين وكارشناسان امر از اين موقعيت ويژه به نحو احسن استفاده نمايند و با به فعليت درآوردن پتانسيلهاي موجود درآمد خوبي را نصيب استان كنند.
در ادامه آقاي روشن با اشاره به تعدد مديريت و ناهماهنگي ميان نهادهايي كه خود را متولي درياچه ميدانند از جمله (محيط زيست،شيلات،امور آب، شهرداري،جهادكشاورزي و ... ) به عنوان يكي از مشكلات اصلي كه گريبانگير در ياچه شده است ادامه دادند : درياچهي زريبار وديعهاي الهي است كه از زمان پيدايش تاكنون موجب حيات وآباداني مريوان گشته است.اين ثروت عظيم را بايد به هر طريق ممكن حفظ كرد و براي رفع مشكلاتي همچون بيكاري و ... نبايد جوهرهي آن را كشيد و پس از چند سال ،ديگر به جاي اين نگين زيبا ، شاهد ديدن باتلاقي از لجن وتعفن باشيم.چنانچه عرض كردم اين عروس زيباي دشت مريوان مي تواند با مشورت مشاوران كارشناس و متخصصين امر ، بدون وارد آمدن لطمه اي به آن ، درآمد خوبي نصيب مريوان سازدكه بايد بخشي از آن را صرف زيباسازي و حفظ خود درياچه نمود.اما متاسفانه از سالهاي گذشته بسياري از دستگاهها و ادارات مريوان هركدام به نحوي وهريك به طريق خاص خود از درياچه استفادهي غير كارشناسانه به عمل آورده وآسيبهايي را هم به آن وارد نمودهاند .بسياري از ادارات ، هر كدام براي خود مهمانسرايي اختصاصي بر بالاي تپهي مشرف بر درياچه احداث كردهاند كه اين ساخت و سازها خارج از هرگونه طرح جامعي است كه ميبايست براي زريبار تهيه ميشد. اين ساختمانها كه نماهاي نامناسبي دارند علاوه بر لطمه وارد ساختن به محيط طبيعي و جنگلي اطراف درياچه ، ازنظر دفع فاضلاب هم براي درياچه وهم براي خود ادارات ذيربط مشكل آفرين شدهاند.علاوه بر اين شهرداري از يك سو ادعا ميكند حفظ نظافت درياچه را برعهده دارد پس بايد از آن كسب درآمد كند و با اجاره دادن قايقراني و پاركينگ درياچه به بخش خصوصي ، از درياچه بهرهبرداري ميكند .از سوي ديگرادارهي جهاد كشاورزي و امور آب روستايي نيز به دليل احداث سد يا دايك خاكي درياچه ،خود را مسوول درياچه دانسته و از طريق فروش آب آن ، كسب درآمد ميكنند.شيلات با همكاري نهادهاي ديگر با ريختن تخم وبچه ماهي غير بومي در درياچه علاوه بر انقراض ماهيهاي بومي درياچه با همكاري تعاونيهاي صيد، ساليانه دهها تن ماهي از آن استخراج ميكنند.محيط زيست نيز بنا به وظيفهاش مجوز صيد ماهي و شكار پرندگان نيزارهاي درياچه را صادر ميكند وبا تعداد كم نيرو و نداشتن مهارت ، به حراست از درياچه پرداخته است .همچنين ادارهي آب و فاضلاب براي تامين آب جمعيت روزافزون شهرمريوان ، علاوه بر احداث دهها حلقه چاه در سالهاي گذشته ، هر ساله ناچار به احداث چندين حلقه چاه ديگر ميشود و... . اين تنها بخشي از سرنوشت دردآور درياچهي زريبار است. اين همه متولي در گذشته هر كدام از جانب خود بدون هماهنگي با ساير ادارات براي درياچه پروژه تعريف ، درآن سرمايه گذاري وبراي خود ، كسب درآمد كردهاند.اين ناهماهنگي ادارات در گذشته هم موجب نابودي سرمايه و بيت المال گشته وهم به اكوسيستم درياچه آسيب جدي وارد كرده است . به عنوان مثال پيش از احداث سد خاكي و آبگيري آن ،شهرداري بودجهاي كلان را براي ساخت اسكله و پياده رو كنار درياچه اختصاص داد كه پس از آبگيري سد، تمامي تاسيسات احداث شده زير آب رفت.
آقاي روشن در خصوص سرمايه گذاري از طريق جذب سرمايه و گردشگريهاي داخلي وخارجي ،تفريح وسرگرمي ، و... به عنوان يكي از مهمترين خصوصيات اينچنين محيط طبيعي و همچنين ميزان تلاش ارگانهاي ذيربط در پايداري ، حفظ و نگهداري اين درياچه كه از منافع در ياچه به روشهاي مختلف بهره برداري ميكنند گفت : شايد هر يك از ادارات با فعاليتهاي خود در درياچه خواسته باشند خدمتي و كمكي، ارائه كرده باشند اما كارهايي كه كارشناسانه انجام نگرفته باشد بازدهي خوبي به دنبال نخواهد داشت. جذب سرمايه از طريق ارائهي طرحتوجيهي علمي براي درياچه مفيد است اما بدون هماهنگي باساير ادارات و بدون شناخت كامل از وضعيت زيست محيطي درياچهي زيانبار خواهد بود .هر اداره با توجه به وظايف محوله وحيطهي تخصصي خود وبا هماهنگي با سازمان مربوطهاش به برنامه ريزي و جذب سرمايه براي درياچه اقدام ميكند.واين اقدامهاي جداگانه براي پروژهاي واحد يعني درياچه ، يادآور همان مثل معروف (آشپز كه دوتا شد آش يا شور ميشود يا بينمك )خواهد شد.بي ترديد تلاشهايي به عمل آمده اما تا رسيدن به وضعيت مطلوب راه درازي در پيش است. محيطي درياچهي زيانبار خواهد بود .هر اداره با توجه به وظايف محوله وحيطهي تخصصي خود وبا هماهنگي با سازمان مربوطهاش به برنامه ريزي و جذب سرمايه براي درياچه اقدام ميكند.واين اقدامهاي جداگانه براي پروژهاي واحد يعني درياچه ، يادآور همان مثل معروف (آشپز كه دوتا شد آش يا شور ميشود يا بينمك )خواهد شد.بي ترديد تلاشهايي به عمل آمده اما تا رسيدن به وضعيت مطلوب راه درازي در پيش است.
# در اين راستا آقاي محمودمبارك شاهي از فعالين محيط زيست نيز گفتند: متاسفانه عدم نگرش سيستمي در مباحث مديريتي يكي از معضلات جدي در ايران مي باشد كه ارگانها و سازمانهاي مختلف با مديريتهاي موازي و تلاش در راستاي كسب منافع بخشي خود ، موجب مشكلات عديده اي در كشور شده اند .در ياچهي زريبار نيزاز اين امر مستثني نيست. هنوز مشخص نيست كه درياچهي زريبار از لحاظ اولويت بندي در كدام بخش از كاربري قرار دارد ؟ به نظر بنده بهدليل موقعيت خاص جغرافيايي مريوان به آب و هواي مناسب ، پوشش گياهي انبوه و موقعيت تجارتي اين شهر بهتر است مسوولان امر با ديدي واقع گرايانه ، شرايط و تسهيلات لازم را جهت گسترش توريسم و گردشگري در درياچهي زريبار فراهم آورده و با تعيين مديريت واحد درياچهي زريبار ، اين درياچه زيبا را به يكي از قطبهاي گردشگري تبديل نمايند .
در ادامه آقاي روشن در رابطه با تفاوتهاي درياچهي زريبار با ساير عوامل طبيعي در كشور از لحاظ اختصاص دادن امكانات و منابع از سوي دولت و رسيدگي به آن گفت :زيباييهاي متنوع درياچه و بي نظير بودن آن به لحاظ طبيعي را نميتوان با هيچ جاي ديگري مقايسه كرد.اما نبايد كتمان كرد كه احداث هتلهاي بسيار شيك وگرانبهاي شهر بسيار كوچك سرعين و امكانات و تاسيسات تفريحي توريستي نمك آبرود شمال ، بدون سرمايه گذاري كلان دولتي امكان پذير نميشد . بنابراين هرگز نميتوان آن مكانهاي مذكور را از لحاظ سرمايه گذاري و ارائهي خدمات با درياچهي زريبار و مريوان مقايسه نمود...!!!
روشن درخصوص دلايل بيتوجهي مسوولين و نهادهاي دولتي گفت :
به گفتهي مسوولين نگاه ويژه و امنيتي به كردستان سالهاست از بين رفته است پس دليل بيتوجهي و عدم سرمايهگذاري را بايد در چه چيز بدانيم؟ در اينجا دو مقوله مطرح ميشود اول ممكن است فقر و عقب ماندگي گذشتهي اين مناطق به حدي بوده باشد كه بودجههاي تخصيصي كافي نبوده ولازم ميبود از بودجههاي جهشي و اعتبارات كلان كشوري براي جبران عقب ماندگي شديد آن استفاده ميشد و دوم اينكه ممكن است كارهاي انجام گرفته كارشناسانه نبوده و نتوانسته باشد به اهداف موردنظر خود كه همانا حذف فقر و زدودن غبار عقب ماندگي است برسد.در هر حال با تخصيص اعتبارات كلان وجهشي ونيز با بازنگري در عزل و نصبها و دقت در انتصاب مديران ، ميتوان اين خطاي مديريتي را كه ميشود آن را خطاي اشخاص ناميد جبران كرد.همانطور كه گفتم مديران كاردان با تشخيص دقيق و ارائهي گزارشهاي كارشناسانه وتعريف پروژههاي ضروري ميتوانستند از معضلاتي كه دامنگير درياچه گشته جلوگيري كنند اما آنان با دفاع از عملكرد خود و آوردن هزاران توجيه ، به پاك كردن صورت مساله ميپرداختند و ذهن مسوولين ردهبالاي خود را از واقعيات منحرف ميكردند . در نتيجه برخي از مديران به دليل نپذيرفتن نواقص كار خود و دفاع از حوزهي مديريت شخصي از انجام اقدامات جدي و علمي براي حفظ درياچه پيشگيري كردند.واضح است هيچ انساني خالي از نقص نيست و براي رسيدن به وضعيتي مطلوبتر بايد به نقد عملكرد گذشتهي خود بپردازيم و با پذيرفتن انتقاد نقاط ضعف خود را بهتر بشناسيم.
# آقاي مبارك شاهي نيز در اين رابطه افزودند: متاسفانه نگرش مسوولان به در ياچهي زريبار نگرشي كهنه و غير كاربردي است و باكمال تاسف هنوز اهميت و ارزش موهبتي طبيعي همچون درياچهي زريبار براي برخي از مسوولان، كم اهميت مينمايد و اصولاً نگاه و نگرش به اين درياچه در برنامهريزيهاي منطقه اي از جايگاه چنداني بر خوردار نيست .
آقاي محمد مبارك شاهي همچنين در رابطه با تاثير سد خاكي موسوم به سد دايك (كه در قسمت جنوبي درياچه واقع شده) بر روري اين درياچه گفتند: اين سد موجب شده است تا حدودي سيستم در ياچه از يك اكوسيستم باز به يك اكوسيستم بسته تبديل شود و همچنين موجب شده است كه نسلي از ماهيان بومي در ياچه كه معمولاً هنگام تخمريزي ،جريان كم عمق رودخانهي زريبار را انتخاب مينمودند منقرض و نابود شوند.
مباركشاهي در خصوص ورود رسوبات و شنهاي جاري و فضولات حيواني و انساني به درياچه از طريق بند انحرافي قزلچهسو كه رودخانهي فصلي قزلچه سو را به درياچهي زريبار متصل ميكند و در صورت انتقال به بند درياچه سبب تهنشست حجم عظيم رسوبات در عمق درياچه ميشود افزودند : بهدليل بارش فراوان در شهرستان مريوان كه معمولاً ماكزيمم بارش در فصل بهار است جريانات سطحي موجب جابه جايي مقادير زيادي رسوبات فرسايش يافته از كوها ومسير حركت خود ميشوند كه در صورت انتقال آب رودخانهي قزلچهسو به درياچهي زريبار سالانه مقادير عظيمي از رسوبات به داخل درياچه منتقل ميشود كه اين خود موجب كاهش عمق درياچه و مساحت آن خواهد شد.
مباركشاهي در رابطه با تاثير ورود فاضلابهاي انساني و مواد زايد جامد روستاهاي حاشيه در ياچه ( كه در حال حاضر بالغ بر 9 روستا مي باشد ) بر روي درياچه گفت: اين مساله موجب افزايش شديد ازت در آب درياچه شده و شرايط مناسبي را جهت رشد و توسعه نيزارها و گياهان آبزي مزاحم فراهم خواهد ساخت. همچنين از كيفيت آب شيرين درياچه به شدت كاسته شده و تعفن شديدي حواشي درياچهي زريبار را در برخواهد گرفت . در ادامه مبارك شاهي در مورد دلايل تخريب جنگلهاي اطراف درياچه و عواقب حفر چاههاي متعدد و بهرهبرداري بيش از اندازه از آنها در اطراف در ياچه گفت : تخريب جنگلهاي اطراف درياچه ميتواند علل مختلفي داشته باشد از مهمترين آنها ميتوان به مارد زير اشاره نمود: 1ـ تغييرات كاربري جنگل به زمين زراعي از سوي برخي افراد سودجو در روستاهاي حواشي درياچه 2ـ استفاده از چوب درختان جنگلي به منظور استفاده براي سوخت زمستاني 3ـ آتش سوزيهاي متعدد كه در سالهاي اخير افزايش يافته كه خود موجب نابودي هميشگي جنگل ها مي شود 4ـ خاكبرداري از برخي از نقاط جنگل بنام استفاده از معدن و يا استفادههاي ديگر 5ـ عدم نظارت دقيق و اصولي از سوي مسوولان ذيربط در برخورد با دشمنان جنگل ها و مراتع .
در مورد حفر چاه در اطراف در ياچه نيزبايد عرض كنم كه اين امر موجب كاهش آبدهي چشمه هاي كف درياچه شده كه آب كف درياچه خود مستقيماً در حفظ و بقا و يا نابودي زريبار تاثير گذار خواهد بود.آقاي روشن در پايان در رابطه با راهكارهاي رفع مشكلات طرح شده افزودند : در كل، دنبال مقصر يا متهم گشتن ، دردي را درمان نخواهد كرد بايد اكنون فكري بهحال درياچه نمود . در سال 1378 با دعوت شوراي شهر مريوان ، تعدادي از كارشناسان مريوان ، سنندج و تهران جلسهاي ، در شوراي شهر تشكيل دادند و پس از بحث و تبادلنظر به اين نتيجه رسيدند كه لازم است درياچه داراي طرحي جامع باشد و براي مديريت درياچه نيز بايد مديريتي شورايي در استان تشكيل و هرگونه پروژه، طرح يا ارائهي خدمات از سوي هر دستگاه بايد در قالب همان طرح و تحت نظارت همان مديريت اجرا شود . پيشنهاد مذكور از سوي مسوولين استان پذيرفته شد و شورايي تحت عنوان شوراي عمران درياچهي زريبار با مسووليت شخص استاندار و حضور مديران و نمايندگان تمامي ادارات ذيربط در استانداري تشكيل شد و مقرر شد اين شورا جلسات منظم ماهيانه داشته و مشاورين را نيز استخدام نمودند و طرح جامع درياچه را آماده كردند كه بهنظر بنده كاري اساسي بود اما سرنوشت شورا و طرح مذكور به كجا ختم شد ديگر من اطلاعي از آن ندارم . همچنين تلاش قابل تحسين نمايندهي پيشين مريوان در مجلس براي كشوري نمودن اعتبارات تخصيصي به درياچه از اقدامات ارزشمندي بوده كه امروز نيز افراد دلسوز بايد آن را پيگيري كنند . بيترديد طرح مذكور ، مديريت شورايي و اعتبارات كشوري درياچهي زريبار را از سيكل اعمال غيركارشناسانه ، ناهماهنگيهاي مديريتي و اعتبارات ناچيز استان رها خواهد ساخت . پس بايد همه باهم بكوشيم اين پديدهي نادر و ديرين طبيعي را كه به دوران سوم زمينشناسي بازميگردد حفظ كنيم تا مردم جهان و نسلهاي آينده از زيباييهاي خيره كنندهي درياچهي زريبار محروم نشوند .
مباركشاهي نيز در اين رابطه گفت : براي هر مشكلي ، هرچند دشوار هم باشد راهحلي وجود دارد . به عقيدهي بنده درياچهي زريبار بايد در اولويت برنامهريزي منطقهاي قرار بگيرد و با برگزاري كنفرانس از سوي مسوولان ذيربط در ارتباط با مسايل مربوط به درياچهي زريبار نگاه كارشناسي و اصولي به اين درياچه از سوي محققان و صاحبنظران دانشگاهي تبيين گردد .
در پايان ذكر اين نكته را مفيد مي دانمكه هر گونه فعاليتي كه نشاني از توسعه دارد تنها در»هماهنگي با طبيعت » توسعهي پايدار قلمداد ميشود و توسعهي پايدار وقتي تحقق مييابد كه اطلاعات زيست محيطي همهگير شده و مشاركت مردم در حفظ و حراست از آن دو چندان گردد. بدون حمايت مردمي ،جهش به سمت توسعه مشكل آفرين خواهد بود.بنابراين آموزش مردم در زمينهي محيط زيست امري ضروري والزامي است.
اميدوارم كه مطالب فوق لااقل ناقوس خطر و زنگ بيداريباشي در جهت شناخت بحران درياچه، عوامل وفاكتورهايي كه بار و ضريب آسيبپذيري درياچه را بهنحوي بالا ميبرند باشد . البته بايد گفت با وجود پتانسيل بالا بهتر و بيشتر از اين موهبت خداوندي را در درجهي اول به دوش مسوولين و مديران مملكتي سپس تودهي مردم منطقه ميدانم . و همچنين عوامل متعددي از جمله منفعت طلبي هاي شخصي،افزايش روز افزون جمعيت ،گسترش شهرنشيني ،پيشرفت و توسعهي صرفاً" يك بعدي و سريع، بهره برداري بدون ضابطه از منابع طبيعي ،توليد مستمر انواع آلوده كنندها ومهمتر از همه سكوت مسوولان در برابر واقعيات از عوامل موثر در تخريب محيط زيست بوده كه چنين روندي زمين را تبديل به مكاني غيرقابل سكونت براي ساكنان آيندهي آن(نسلهاي فردا)خواهدكرد. بر همين اساس در اصل پنجاهم قانون اساسي چنين آمده است:در جمهوري اسلامي ،حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسلهاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي روبه رشدي داشته باشند،وظيفهي عمومي تلقي ميگردد،از اين رو فعاليتهاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غير قابل جبران آن ملازمه پيدا كند ممنوع است. پس بايد در حفظ آن كوشيد و مسوولان نبايد با سكوت در برابر واقعيت امروز را فداي منفعتهاي خود كنند چرا كه ما مسوول فرداي آيندگان هستيم . اميدوارم.
منبع : اتحادیهی دمکراتیک دانشجویان کرد
