کودکان را فراموش نکنیم
پیرامون
وضع کودکان در شرایط نا مساعد
اردوگاه حزب کومهله
رحیم محمودی
گفتگوی کاک عبدالله مهتدی را با یک روز نامه کرد ی را خواندم. چیزی که من را وادار کرد نظرم را بنویسم . کاک عبدالله فکر می کند از کره مریخ آمده است وهیچ کس از کارهای ایشان خبر ندارد که چه به سر کومهله آورده است. فراموش کرده و ازدمکراسی حرف میزند ولی مخالفین خود را با اسلحه می زند، ویا دست بند می زند ازاردوگاه بیرون می راند. این مدل جدید دمکراسی ازکجا آمده است؟
در هیچ جای دنیا این مدل دمکراسی حزب کومهله به رهبری کاک عبدالله دیده نشده است. من اینجا نمی خواهم از جناحهای درون تشکیلات دفاع کنم ،چونکه فکر می کنم همان رفقای که ازاردوگاه بیرون شدهاند آنها هم مورد انتقاد من هستند. ولی چیزی که باید اینجا گفته شود، آنست که آیارهبری حزب کومهله تصمیم می گیرد این خانوادهها را از اردوگاه بیرون به راند یک بار هم بوده ازخود سوال كند که آینده این بچههای چه می شود و چه سر نوشتی در انتظارشان است؟ زمانی كه كسی بدون مسئولیت یک چیزی درمورد خانواده رهبران حزب کومهله می نویسد، فورا سایتهای اینترنتی پر می شود از مطالب گوناگون ومی گویند كه خانوادههایمان راتهدید کردهاند ولی چیزی که دراردوگاه کومهله مدت این 10ماه روی داد،بارها بچههای این اردوگاه ازترس اوضع متشنج اردوگا تا صبح نخوابیدند ویا روز بعد به دلیل اختلافی که گاها شب روی داده است به مدرسه نرفتهاند.
از همین روزاول درگیری، این بچهها قربانی سیاست حزب کومهله در اردوگاه شدند ومشکل راونی پیدا كرده و میكنند. اگر در حال حاضر این بچهها از طرف یک دکتر روانشناس مورد معاینه قرارگیرند متوجه خواهند شد که چه بسراین بچههاآمده است. پای درد دل یکی از پدران نشستم که از وضع بچه های اردوگاه تعریف می کرد.امسال وضع بچههایش بسیار خراب است. می گفت پارسال خوب بودند ولی امسال هر کدام 3 تا4 تجدید دارند. به جای آنکه امسال در تعطیلات تابستانی مشغول بازی بچهگانه خود باشند. باید خانه بنشیند درس بخواند تا بتواند، تجدیدهای خودرا جبران کنند.
تعریف می کرد که شبها پیش آمده کهاز ترس تا صبح نخوابیدهاند. صبح که بیدار می شدند باید برای رفتن به مدرسه آماده می شدن باجواب سرد مسئولین روبرو می شوند، انها آماده نبودند که این بچههارا بهشهرسلیمانی منتقل کند. بعدازجروبحث زیاد حاضرمی شوند بچههارابه شهرببرند. ویا اتفاق می افتاد که بچهها با پای پیادهاززگویزهله به شهر می رفتند. بچهها شاهد همه این بی پرنسبیها در درون تشکیلات بودند.
چندبارمن تلفنی باخانم منصور راوند صحبت کردم که تعریف می کرد: ازدیشب منصور را دستگیر کردن من تنها با بچههایم توی خانه هستم وپسر کوچکم مریض است وتب دارد، ولی تمام وقت درب وپنجره خانه را بستم و جرات نمی کنم از خانه بیرون بروم. یکی دیگر تعریف می کرد ، درزمان اختلاف و درگیری بین جریان رفورم (اقلیت کمیته مرکزی ) تلویزیون خانهاش می سوزد.به مسئول مالی تشکیلات در اوردگاه مراجع می کند .ومی گوید تلویزیون ما خراب شده است وبچههام هیچ سرگرمی ندارند. مسئول مالی تشکیلات درجواب می گوید، چرا ازکاک عمرتقاضا نمیکند تا برایت کار کند. طرف در جواب می گوید: شمامسئول مالی هستی نه کاک عمر خوب اگر اینجوراست بیا ازجریان ماپشتیبانی کن تا برایت تلویزیون تهیه کنیم حتی اینجا هم بچهها مورد معامله قرارمی گیرند.
اینجا سوال این است آیا بچهها خودتان ( رهبری حزب کومهله) بدون امکانات بودند؟ ولی شماها برای پیشبرد اهداف خودتان ازموقعیت مالی سوء استفاده می کنید .اینجا هم بچهها مورد معامله قرار می گیرند. آیا اتفاق افتاده که بچههای خودتان اینجورمورد معامله قرارگرفته باشند؟ پس چگونه به خودتان اجازه می دهد اینجور ازاموال تشکیلات استفاد کنید؟
پیشمرگانی که درراه کومهله جان باختن برای یک دنیای بهتر بود نه برای معامله برسربچههای همسنگران خود. ولی حال ورق برگشت خورده بچهها درحزب کومهله مورد معامله قرار می گیرند.
کاک عمرمحمدزاده را که اخراج می کنند درنامه اخراجیش برای او مینوسند که یک شب اجازه دارد پیش زن بچهاش باشد و تا 10 روز دیگرخانوادهاش بهشهرسلیمانی منتقل کند، کسی که هیچ امکاناتی در اختیار ندارد چگونه می تواند جا و مکان برای این خانواده تهیهکند. معلوم است ازهمان لحظه اول بچه هایش مورد تعرض قرارمی گیرند.
مسئول تمام این بی حقوقی ها شماها هستی. شماها رهبران حزب کومهله که خانوادهتان دراورپا زندگی می کند همگی خوب به حقوق بچه آشنا هستی، چگونه به خودتان اجازه می دهید،برسربچهها دراردوگاه معامله کنید؟ آیا در کشور محل زندگیتان اینجور برسربچههای شماها معامله می شود؟
دوستان این اتفاقات که دراردوگاه حزب شما ها افتاد. اگراردوگاه حزبتان دریکی ازکشورهای محل زندگیتان می بود. شماها ازطرف دولت مورد بازخواست قرارمی گرفتید. آیا حزب کومهله برای یک بارهم بوده، نباید ازخود سوال کند. کهاین بچهها هیچ گناهی ندارند چرا مورد معاله قرار گیرند.
تنها گناه این بچهها آنست که پدران ومادران آنها زندگی شخصی خود را رها کردهاند وداوطلب پیشمرگایتی حزب کومهله شدهاند. باید حساب بچهها را از پدران ومادران جداکرد. درکشورکه من زندگی می کنم هر 2 ماه ازطرف مدرسه نامه رسمی بدست بچه می دهند با ساعت وتاریخ مشخص
دعوت به جلسهاز پدران ومادران. در مورد کار و مشکلات بچهها ومدرسه صحبت می کنند اگر مشکل عمومی باشد، آن شب درموردش صحبت می شود. تا مشکل بچهها مدرسه بر طرف شود.
ولی حزبی که تا دیروز برای دنیای بهتر مبارزه میکرد، امروز چگونه سرراه بچهها خودش مشکل به وجود می آورد. حزبی که تا دیروز خود راچپ و سوسیالست می دانست در یک اردوگاه کوچک چه بسر بچهها می آورد. این دوستان هنوز ازجامعه سرمایداری یاد نگرفتند که چقدر بهبچهها احترام می گذارند.
حزب کومهله برهبری کاک عبدالله مهتدی چگونه این وضع راتوضیح می دهید. شماها اردوگاه کوچک مثل زرگویزهله را با این شیوه اداره می کنید فردا جامعه کردستان را چگونه اداره می کند؟
حال بچهها اردوگاه حزب کومهله هم قربانی جامعه سوسیالستی می شوند.. اگرپدران ومادران این بچهها به مدرسه دعوت شوند درسلیمانی چه توضیحی دارند که بدهند؟
درمورد دمکراسی مدل جدید آن یا اخراج کردن خود شان ازاردوگاه حزب کومهله ویا درمورد ترس بیخوابی شبهای درگیری ویا دراختیارنگذاشتن ماشین که سروقت سرکلاس حاضرنشدن، یا بچهها مجبور شوند پیاده ازاردوگاه حزب کومهله به مدرسه بروند.
کومهله که زمانی پای تشکیل حزب کمونیست ایران رفت تعهد می کرد که مدرسه رایگان درخدمت مردم باشد، ولی حال حزب کومهله حاضرنیست امکانات دراختیار بچههایی که در اردوگاه خودش بهدنیا آمدن، بگذارد.
سال 7 135 من که کومهله آشنا شدم برای از بین بردن تبعیض بود نه تبعیض قائل شدن در بین بچههای خودمان. وقتی با نیروهای رژیم درگیرمی شدیم و یا نیروهای رژیم به ما حمله می کردند، اولین چیزی که مورد توجه ما قرار می گرفت امنیت بچههای میدان درگیری بود. وهمیشه ازطرف مسئولین یاد آوری می شد مواظب بچه های مردم باشیم ولی ورق برگشت خورد و دراردوگاه حزب کومهله زنان وبچهها هستند که مورد تعرض قرار می گیرند. .
