
كنگره 13 كومهله و سناريوي بعد از آن
با اعلام موجوديت فراكسيون فعاليت به نام کومهله,
چند هفته قبل از برگزاري كنگره و پشتيباني حدود
140 نفر از اين فراكسيون, رهبران حزب كمونيست
ايران و کومهله ناچار شدندكه مباحث مربوط به اين
فراكسيون را هم در دستوركار كنگره بگذارند, تلاش
کميته مرکزی بر آن بود تا بحران موجود را بدون
دردسر پشت سر گذاشته و در عين حال چهرهاي دمكرات
منشانه و مدافع آزادي انديشه و فكر را از خود
بنمايش بگذارد. اين مطلب نيز تا حدودی در
اطلاعيهً پاياني كنگره به نمايش گذاشته شد, شايد
اين گزارش و يا بهتر است بگويم اين ادعای نهچسب
توانسته باشد چند صباحي تعدادی نا آشنا و بيگانه
با اين حزب و منش و طرز تفكر غالب بر رهبران ريز و
درشت آن را دچار توهم بکند، که گويا در اين
مرقد, امامزادهاي خوابيده است. طبق وعدهای كه
داده بودند، بالاخره مباحثات كنگره را از تلويزيون
پخش كردند, از سر اجبار و يا شايد با اين تصور كه
پخش سخنرانيها به "بي پايه ً بودن فراكسيون كمك
خواهد كرد. قبل از پخش بحثها از تلويزيون, زمينه
سازيهاي لازم هم شده بود, "تئوريسين هاي" درجه اول
و درجه دوم حزب كمونيست ايران, دست به كار شدند و
به بيانيه و روايت فراكسيون از كنگره, نوشته
هايشان را رو به بيرون انتشار داده بود. يكي مدعي
است كه نوشته اش از نقطه نظر ماركسيستي و دفاع از
استراتژي سوسياليستي مي باشد و ديگري چند صفحه اي
را از محاسن كنگره و آزادي بي حد و مقياس در نقد
از روايت فراكسيون از كنگره سياه كرده بود.
نگفته نماند از اين به ميدان آمدنها مقصود ديگري
را هم مد نظر است, که مبادا توازن قوا در
حسابگريهاي تشكيلاتي به هم بخورد, بايد ردبنديهاي
تشكيلاتي در سطح رهبري حداقل به شيوه قبلي محفوظ
بماند , فرصت را بايدغنيمت شمرد و توانست با
نوشتن و هر چند روز يكبار مصاحبه در تلويزيون خود
را مطرح كرد و مقام دوم و سوم را در "رهبري"( با
اجازه مدعيان ديگر اين پست) براي خود تضمين و حفظ
كند.
بعد از نمايش ترفندهای چندی از سوی رهبري در كنگره
وگلوپاره كردنهاي عده اي , كه با رهبري بيعت
كردند, نوبت به تلويزيون رسيد و پخش سخنرانيهاي
پُر حرارت و با آب وتاب , در سجده بردن به آستان
حزب و اعلام وفاداري به آنچه كه بنيانگزاران حزب
در بيش از 25 سال قبل بنياد نهادند و يكي پس از
ديگري يقه خودرا از آن خلاص كردند وتنها كاك سيد
ابراهيم عليزاده و كاك ساعد وطندوست از اين جمع
بيش از 30 نفره در حزب مانده اند , كاك ساعد هم
عضو فراكسيون و خواهان فعاليت بنام كومه له است .
تا بحال در تاريخ مبارزات سياسي در ايران در ميان
جريانات چپ و راست, هيچ جرياني به اندازه حزب
كمونيست در رابطه با حقانيت موجوديتش بعداز 25 سال
قابل بحث نبوده است, گمان نمیکنم هيچ حزبی در
ايران وجود داشته باشد که رهبری، کادرها و اعضای
آن خواستار انحلالش بوده باشند، آنهم نه يک بار
بلکه چند مرتبه. عده اي هم از زواياي مختلف و
باسماجت اصرار دارند آوار حزب را همچون آثار
قديمه سر پا نگه بدارند و شايد بازديدكنندگان از
آن را متحير و در تعجب فرو برد . اين حزب براي
عدهاي همچون قُدس براي فلسطينها و يا كركوك براي
كُردهها, قابل دفاع مي باشد و هست ونيست خود را
روي آن سرمايهگذاري كردهاند و در حقيت براي جمعي
كه سالهاست در رهبري آن لانه كردهاند و براي
خودشان حساب رهبر و كمونيست ناب باز كردهاند, و
با گارد و ديگر مزايا در آمدوشد هستند قابل
صرفنظرنيست و با پائين كشيدن تابلوي رنگ و رو
باختهً آن, تمام آمال و روياهايشان بر باد مي رود.
از اين زاويه دفاعيات اين عده كه ديگران را در
مخالفت با حزب به اپورتونيست متهم مي كنند , قابل
فهم است . وگرنه پرونده اين حزب با رفتن رهبران و
بنيانگزاران اصليش كه يكي پس از ديگري رهايش
كردند, سالهاست بسته شده است و تنها بنيانگزار و
رهبر باقي ماندهاش بعنوان ماشين حساب از آن
استفاده مي كند و عده اي را در خارج كشور با آن
سرگرم كرده است و عده اي قليل هم در رهبري, واقعأ
معتقدند كمونيست بودن مترادف با عضويت در حزب
كمونيست ايران است و دركشان از كمونيزم و برقراري
سوسياليسم از مباحثات نشريهً بسوي سوسياليسم كه از
طرف رهبران دربازشده سابق حزب منتشر مي شد ,
فراگرفته اند . درمانده در تفكروخيالات واهي ,خواب
شيرين و دست نيافتني مي بينند. و تلاش مي كنند اين
قايق زوار در رفته را اراده گرايانه به كار
اندازند و باشعار دادن و بدوبيراه گفتن به ديگران
, رنگ و جلائی به آن بزنند تا شايد شانس كمك كند
بار ديگر بكارش اندازند .
تا آنجائی که مباحثات كنگره را از تلويزيون
کومهله تعقيب کردم, در بخش مربوط به گزارش غيراز
اوضاع واحوال سياسي ايرا ن و كُردستان و منطقه كه
نسبت به گذشته تغيير كرده بود, بقيه گزارش طبق
روال گذشته كليشهاي و بشيوه ماهرانه طوري تنظيم
شده بود كه بحث آنچناني حول آن صورت نگيرد و طبق
معمول به اتفاق آرا در جلسه كميته مركزي به تصويب
رسيده بود .. با تغييراتي درآن شايد فرق آنچناني
با گزارش سياسي كنگرههاي قبلي نداشت. با وصف از
گزند انتقاد بدور نماندو رفقاي فراكسيون گوشه هاي
از آنرا به نقد كشيدند , بقيه در تأييد آن داد سخن
سرميدادند.
به دنبال ارائه گزارش واتمام آن , نوبت به بحث
پيرامون فراكسيون رسيد. اين بار موج سبقت گيريها
از هم در برخورد و اتهام زدن به فراكسيون و
حاميانشان شروع شد. طبق سياست از پيش طرح ريزي
شده، "پشت جبهة" فراكسيون را هدف گرفتند و موج
نفرت و انزجار خود را از حاميان فراكسيون که
عمدتاً از طيف کومهله بودند به نمايش گذاشتند. در
گفتارهايشان تلاش داشتند از جمع پشتيبانی کننده
فراکسيون چهرهای پاسيف و مخالف کومهله نشان
دهند. آنها را خارج نشينهای كه سالهاست از حزب
كناره گرفتهاند و "سوسيال دمكرات" از آب در
آمدهاند,میناميدند. در بعضی موارد عمق نفرت
سخنران از جمع حاميان فراکسيون بوضوح پيدا بود و
اين شيرين زبانيها بعضأ براي اين بود كه هيئت
رئيسه و رهبران درجه اول را خوش آيد و ثابت كنند
كه كمونيست دو آتشه هستند. كلمه استراتژي
سوسياليستي كه اين روزها مُد شده بود همچون چوپي
رقص كُردي از آن دست به آن دست در اهتزاز بود و سر
زبانها افتاده بود, در سخنرانيهاي يك و نيم
دقيقهاي مي بايست نصف وقت را صرف پرخاشگري عليه
حمايت كنندگان فراكسيون ميشدو بقيه وقت را هم
فراكسيون متهم كنند به اينكه استراتژي ديگري را
در پيش گرفته اند.
يكي از سخنرانها در حين سخنراني كه بعداز چند
لحظه احساساتش اوج گرفته بود, خطاب به فراكسيون
داد ميزد (گويا مدت زيادي را صرف مطالعه پرونده
100 نفر از حمايت كنندهگان نموده است) كه 50
نفرشان قبلأ عضو کومهله زحمتكشان بودهاند, اين
را بعنوان پوان منفي براي فراكسيون به حساب مي
آورد. يادش رفته بودكه بيش از 90 نفراز اين جمع
عضو حزبي بوديم كه حالا اوو امثالهم رهبر و مداح
گويش هستند و ما عطايش را به لقايش بخشيديم,
کومهلهاي بودنمان در گذشته و حال مايه افتخارمان
مي باشد, نه عضو بودن در حزب بي مسمی و رنگ و رو
باختهً شما كه خودتان هم بعضي مواقع شرم داريد از
آن اسم ببريد. كاك جمال بزرگپور در تأييد صحبت
فرهاد ( دقيقأ متوجه نشدم منظورشان كدام فرهاد است
) ميگفت اين جمع 85 يا چند ده نفره از جنبش ما
نيستند, كاك جمال با تمام احترامي كه براي گذشته
شما و كسان ديگري كه در كنگره شركت داشتند ,قائل
هستم با اين بحثها داريد به خود و اعتبارتان وبه
کومهله ضربه مي زنيد , و آگاهانه ويا نا آگاهانه,
سر خودتان وديگران را شيره مي ماليد , كاك جمال
غيراز کومهله و جنبش كُردستان كدام حركت و جنبشي
را سراغ داريد كه حزب قابل دفاع شما كه يك چهارم
قرن از عمرش مي گذرد , هدايت و رهبري ميكند, در
خلوت خود بنشنيد و بدور از هر تعصب و نفرتي كه
نسبت به ما و مخالفين حزبتان داريد , روي اين
قضيه فكر كنيد , مطمئن هستم دليل قانع كنندهاي كه
خودت به آن قناعت داشته باشيد نخواهيد يافت.
احيانأ اگر چنين جنبشي را سراغ داشتيد ما را هم
مطلع كنيد كه خود را با آن تداعي كنيم. كاك جمال
شما و امثال شما به جنبشي تعلق داريد كه پا در
زمين دارد و روزمره در جريان است . جنبش خيالي و
نامرئي انسان را به عالم هپروت پرتاب ميكند و از
تفكر پويا و عقل سالم مبرا مي كند, آنچه فراكسيون
و حاميان فراكسيون روي آن اصرار مي ورزند و از
شماها مي خواهند مجددأ به آن روي بياوريد , خود را
با کومهله و به نام کومهله تداعي كردن است . از
فراكسيون انتقاد ميكنيد چرا بنام کومهله فراكسون
تشكيل دادهاند؟ مگر بقيه کومهله نيستند ,
فراكسيون همين را مي گويد هست ونيست اين جريان با
سرمايه انسانيش همه از آن كومهله است, اين شما
هستيد كه داريد به کومهله بودن خودتان با در پيش
گرفتن سياستها و جهت گيرهاي نادرست و با حفظ اين
ماسك كه چهره کومهله را لاپوشاني كرده است , ضربه
مي زنيد , ديگران فرياد مي زنند شما کومهله هستيد
خودتان داريد ترديد ميكنيد. با كدام پيمانه و
سنجش, غيراز شعار و ادعاي بي اساس , جنبش خيالي و
نامعلوم شما داراي استراتژي سوسياليستي است و دفاع
از يك جنبش واقعي و انقلابي كه حي و حاضر در جريان
است و دفاع از حركتها و خيزشهاي موجود در جامعه و
روند فكري كه تلاش دارد با آنها تداعي شود ,ً افق
ناسيوناليستيً دارد . آيا با شعار دادن موفق
شدهايد2 حوزة چند نفره را خارج از كُردستان بنياد
نهيد,كه اين همه ادعاي سراسري بودن داريد , حزب
كمونيست ايران را همچون امام زمان به مردم معرفي
ميكنيد كه در موقع موعد ظهور خواهد كرد و ايران را
به سرزمين خوشبختي تبديل خواهد كرد .
چند هفته از كنگره نگذشته بود , بالاخره رهبران
حزب تحمل نياوردند و طي قطعنامهای اعلام كردند كه
فراكسيون را تحت هيچ عنوانی قبول نميكنند و از طرف
فراكسيون هم به اعتراض به اين حكم اطلاعيه اي صادر
شده است كه قابل دفاع است و هركس كه به آزادي بيان
و عقيده معتقد ومدافع آن باشد و بخصوص سرنوشت
کومهله برايش ازاهميت بر خوردار باشد, جا دارد
عليه اين حكم ناروا و غير اصولي رهبري حزب كمونيست
ايران موضع بگيرد واز جوابيه فراكسيون و خواست
منطقي آنها دفاع كند .
متعاقب اين حكم طبق اطلاعيهً خبري فراكسيون , دبير
اول كومه له در يك جلسه گفت و شنود در يکی از
اردوگاههای کومهله اعلام نموده است , با توجه به
قرار!؟ كميته مركزي حزب , از اين ببعد اين مقرارت
اجرا خواهد شد .
1.
هر داوطلبي كه به آموزشگاه دوره نظامي پيشمرگ روي
مي آورد و در صورتي كه از فراكسيون دفاع كند
پذيرفته نمي شود.
2.
هر پيشمرگ وهرعضوي در كُردستان از فراكسيون دفاع
كند, نمي تواند در صفوف تشكيلات ماندگار باشد و
اخراج مي شود , گويا گفته اند , اول تلاش مي شود
با بحث قانعشان كنيم .
3.
جلسات فراكسيون بدون اطلاع تشكيلات , ممنوع اعلام
كردهاند و در جلساتشان بايد نماينده تشكيلات حضور
داشته باشد .
اين موضع گيريهاي نابجا تمام اصول و پرنسيپهاي تا
كنوني کومهله را زير سئوال مي برد و آشكارا و
بدون هيچ پرده پوشي نقص حقوق افراد در تشكيلات و
پايمال كردن آزادي بيان و عقيده در اين تشكيلات
است و اين را نشان مي دهد كه هيچگونه مخالفتي را
بر نمي تابند و حزب يك صدا و بله قربان, را در
دستور دارند.
اين گفت و شنود قبل از هر چيز برداشتن ماسكي بود
كه هنگام كنگره و در جووفضاي آن موقع بر صورت
نهادند و لاف آزاد انديشي مي زدند و سخاوت سياسي
را از خود نشان مي دادند , چون پروژه از قبل طرح
ريزي شده آن را ميطلبيد. ولي هنوز جوهر اطلاعيه
پاياني كنگره خشك نشده است بلافاصله به زور و فشار
تشكيلاتي متوسل شدند و سر انجام اين پروژه كه
طرحهايش به سرعت يكي پس از ديگري به اجرا در مي
آيد , حكايت از آينده نامطلوب و ناخواسته براي
کومهله و فراكسيون آن دارد و رهبري حزب تعجيل مي
كند هر چه زودتر به پايان سناريو نزديك شود. مثل
اينكه ديگران را در خارج از تشكيلات چشم و گوش
بسته قلمداد كرده اند و دنيا را بروفق مراد خود مي
بينند وبه همين سادگي تحت عنوان اينكه آنها از ما
نيستند و استراتژي ديگر دارند , تمام پرنسيپها و
سنتهاي كومه له را زير پا مي گذارند و لاف به
اصطلاح ماركسيست بودن را هم مي زنند , مطمئن باشيد
طيف کومهله سياست سرکوبگرانه شما را عليه
دگرانديشان تشکيلات افشا و تقبيح خواهند کرد. اميد
است بخود آئيد وتلاش كنيد از آشفته كردن فضا و جو
سياسي پرهيز كنيد , باور كنيد اين به نفع همه و
قبل از هر كس به نفع خودتان خواهد بود .
26 سپتامبر 2008
کۆد......و09
|